خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اندوه

    تا قبل از ازدواج همیشه در مورد دوست داشتن و دلتنگی می نوشتم و بعد از ازدواج هم... اما بعد از ازدواج با گله و شکایت! اگه دقت کنی تمام گله هام یه جورایی برمی گرده به عدم وجود صمیمیتی که انتظارشو دارم. من واقعاً فکر می کنم تمام مسائل زندگی ما مشترکه، از مسائل مادی گرفته تا پیشرفتها و مشکلاتمون، غمها و شادیها و ... اما مثل اینکه تو می خوای غمها و مشکلات و یه سری مسائل رو برای خودت نگه داری و بعضی چیزا رو به من بگی... این اصلاً منو خوشحال نمی کنه، برعکس فکر می کنم اونقدر با من صمیمی نیستی که تمام مسائلتو با من درمیون بذاری.. مثل اینکه یادت رفته، من زنت نیستم، مادرت هم نیستم، قرار بود برات مثل یه دوست باشم، و تو هم برای من، حتی بیشتر از اون، من تو رو از خودم جدا نمی بینم، برای من همه چیز مال هردوی ماست، اما گویا برای تو همه چیز "مال من" یا "مال تو" هست!! بجز حساب بانکی و مسائل مادی! و تو می دونی که مسائل غیر مادی برای من خیلی مهمتره. گرچه هردوشون مهمن اما این که تو روحت رو با من قسمت کنی برای من خیلی ارزشمندتر از تقسیم کردن حساب بانکیته...

    این خیلی برای من ناراحت کننده ست که بعد از یکسال، دقیقاً زمانی که احساس می کردم خیلی با هم صمیمی شدیم بفهمم که تمام این مدت رو اشتباه می کردم! و تو هنوز چیزهایی برای مخفی کردن داری و فکر می کنی من بهت اعتماد ندارم و میخوام کنترلت کنم. کاش می دونستی که من هر بار که ایمیلت رو چک می کنم خودم رو بهت نزدیکتر احساس می کنم و علاقه م بیشتر میشه.

    ازت خواهش می کنم تمام ذهنیاتت رو در مورد زنها بریز بیرون و خود ِ من رو بشناس. به خدا قسم من با زنهای دیگه فرق دارم. من تو رو همسر خودم نمی دونم، تو بخشی از وجود منی، و همیشه دوست دارم در مورد احساسات و نظراتت راجع به چیزای مختلف بیشتر بدونم تا خیلی بهتر بتونم درکت کنم، و دوست دارم تو هم شریک همه ی چیزهای من باشی، دلم می خواد من و تویی در کار نباشه و هیچ مخفی کاری هم نباشه تا هیچ وقت نگران نباشیم که نکنه طرف مقابل از چیزهایی که نگفتیم خبردار بشه، خودت بهتر می دونی من هیچ وقت تو رو به خاطر چیزهایی که بهم گفتی و در جریان قرار دادی سرزنش یا بازجویی (به قول تو) نکردم، من صداقت و شجاعت در گفتن مسائلی که به نظر ناراحت کننده میان رو به همه چیز ترجیح میدم. مشکل من همیشه با چیزهایی بوده که به من نگفتی، چیزهایی که سعی کردی مخفی کنی و از این طریق ناخواسته به شعور من توهین کردی و به صورت غیرمستقیم به من گفتی که فکر می کنی جنبه ی خیلی چیزها رو ندارم، و وظیفه من فقط انجام کارهای خونه و بیرون و س ک س و چیزهایی از این قبیله و زندگی شخصیت مال خودته و به من هیچ ربطی نداره!

    اگه تو اینجور زندگی کردن رو می خوای، من هم بهتره مثل یه زن معمولی باشم. کارهای خونه رو انجام میدم، هروقت بخوای ارضات می کنم، و منتظر می مونم تا بری کار کنی و برام پول بیاری. هیچ کاری هم ندارم که چه مشکلاتی داری یا نداری. من زن میشم و تو شوهر! شاید اینجوری بهتر باشه که من بمونم تو خونه و خودم رو با انواع و اقسام لوازم آرایشی برات خوشگل کنم و عشوه بیام تا تو بیای و تحریک بشی و منو ...ی و بعد برات غذاهای خوشمزه بیارم وازت هی لباس و طلا بخوام و مبلی که اقدس خانوم داره و تلویزیونی که اکرم خانوم داره و هروقت باهم بحثمون میشه به مامان جونم بگم و بگم مهریه مو می خوام و ماشین و خونه به نام خودم و بگم تو چرا مثل شوهر فلانی فلان کارو نمی کنی و چرا... توفقط کار کن که برای من اینا رو فراهم کنی تا من باز خودمو خوشگل کنم و عشوه بیام تا...! اینجوری خوبه؟؟؟؟


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : چیزهایی ,خیلی ,مسائل ,تمام ,خونه ,مخفی ,خانوم داره ,کارهای خونه ,ناراحت کننده ,مسائل مادی ,
    اندوه

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر